منطق وزبان

(منطق)بخش اول : تعریف واقسام ان-بخش دوم :حجت یا استدلال(ازنظرشکلی-ازنظر مواد)

منطق

در علم منطق از دو موضوع بحث میشود

 ا- تعریف کامل یک مفهوم(تصوری) مانند تعریف مفهوم انسان که انرا حد تام میگویند

2-اثبات یک تصدیق (قضیه) مانند اثبات اینکه نور ماه از خورشید است که انرا حجت یا استدلال مینامند.

پیش از ورود بمباحث فوق بهتر است باموارد زیر اشنا شویم

 مفهوم:هر شیئ که در هستی وجود دارد مصداق وانچه ازان مصداق در ذهن نقش میبندد مفهوم است که در قالب یک لفظ بیان میشود مثلا واژه خداوند دارای مفهومی در ذهن ومصداقی در خارج است

اقسام مفهوم:

۱- تصور یعنی صورت اشیاء خارجی در ذهن. تصور خود نیزدو گونه است کلی وجزئی وکلی نیز دو گونه است ذاتی وعرضی  وذاتی برسه نوع وعرضی نیز بر دو نوع میباشد که جمعا انهارا کلیات خمس مینامند(نوع-جنس-فصل-عرضی خاص وعرضی عام)

الف -هر شئی که واقعیت دارد یک نام خاص ویک نام عام دارد نام عام همان کلی ماهوی است ودر منطق انرا نوع نامند مانندانسان که اسم عام من وشماست وذاتی من است هر نوعی مرکب از حداقل یک جنس است مثلا جنس انسان حیوان است که جنس قریب وذاتی نوع است وجدائی هر جنسی از جنس دیگر بافصل است که ذاتی جنس است مانندناطق که فصل میان انسان وسایر حیوانات است اماممکن است وجه تمایز ذاتی نباشد ویک امر عرضی باشد مانند خندان که عرضی خاص انسان است

ب-نسب اربع:میان دومفهوم تصوری  یکی از چهار نسبت وجود دارد

1-تساوی-مانند خوبی ونیکی  هر نیکی خوب است وهر خوبی نیک است2-تباین:مانندانسان وچوب هیچ انسانی چوب نیست وهیچ چوبی انسان نیست3- عموم وخصوص مطلق مانندانسان وحیوان هر انسانی حیوان است ولی هر حیوانی انسان نیست 4-عموم وخصوص من وجه:مانندفلز ونرمی برخی از فلزات نر مند وبرخی نیستند وبرخی از نرمها فلزند وبرخی نیستند

2--تصدیق یعنی اسناد امری بین دو یا چند تصور مانند اینکه ماه تابان است ماه موضوع وتابندگی محمول واست نسبت بین اندو بعبارت دیگر تصدیق یا قضیه کلامی است که احتمال صدق وکذب در ان باشد.

 

الف-اقسام قضیه:

۱-حملی:الف:ازنظر کمیت موضوع

شخصیه:موضوع امری جزئیست

مهمله:تعدادافرادنامشخص است

طبیعیه:موضوع طبیعت ذهنی ومفهوم منطقیست

محصوره(مسوره):قضیه ایکه دارای سورباشد این خود 4گونه است(موجبه جزئیه-موجبه کلیه-سالبه جزئیه-سالبه کلیه)

ب- از نظرنوع وجودموضوع

ذهنی:درذهن وجوددارد مثل انسان کلی است(منطقی)

خارجی:درخارج وجود داردمثل احمد اموزگاراست(حقیقی)

حقیقی:درعالم نفس الامر وجود داردمثل معاد حق است(فلسفی)

ج- ازنظرجهات قضیه(موادثلاث)

واجب-ضرورت ثبوت یاعدم ثبوت که منشا ان وجود است

 ممکن- تساوی بسبت ثبوت یاعدم ثبوت که منشا ان ماهیت است

ممتنع-عدم ضرورت ثبوت یاعدم ثبوت که منشا ان عدم است

د-ازنظر نوع حمل:

اولی یا حمل منطقی:میان مفاهیم در ذهن بکار میرود(اتحادموضوع ومحمول مفهومیست واختلاف انها اعتباریست)مانند انسان کلی ا ست

شایع صناعی:میان دوامرخارجی بکارمیرود(اتحادموضوع ومحمول وجودی واختلافشان مفهومیست)وبردوگونه است

بسیط-مانندحسن موجود است(فلسفی)

مرکب-مانند حسن اموزگاراست(حقیقی)

نکته:دو ماهیت درخارج قابل حمل بر یکدیگرنیست یکی بایدذات ودیگری نعتی یاوصفی باشد(لغیره)

۲-شرطی:الف متصله

لزومیه:اگرافتاب بتابد (مقدم)هواروشن میشود(تالی)

اتفاقیه:اگرتوشاعری  (م)دیگری رویگر میشود(ت)

ب-منفصله

حقیقیه:بین دونسبت اجتماع وارتفاع محال است(تناقض)

مانعه الجمع:بین دونسبت اجتماع محال است(تضاد)

مانعه الخلو:بین دونسبت ارتفاع محال است(تضایف)

بخش اول : تعریف: یک مفهوم را به چهار صورت تعریف میکنند

۱-جنس قریب+فصل قریب=حد تام مانند حیوان ناطق برای انسان

2-جنس بعید+فصل قریب=حد ناقص مانند جسم ناطق برای انسان

3-جنس قریب+عرضی خاص=رسم تام مانندحیوان کاتب برای انسان

4-جنس بعید+عرضی خاص=رسم ناقص مانندجسم کاتب یاکاتب یابشریامثل من یااخرین پدیده برای انسان

ارزش حد بیش از رسم است چرا که درتعریف علاوه بر جنس یک صفت ذاتی امده است وتعریف مورد نظر منطقی حد تام است وضعیفترین انها رسم ناقص است

شرایط معرف ومعرف درحد:تساوی در مفهوم هردو-شناخت یکی بدیگری موقوف نباشد-اجلی بودن معرف-اثباتی بودن معرف-عدم تباین با یکدیگر

 

شرایط معرف ومعرف درحد:تساوی در مفهوم هردو-شناخت یکی بدیگری موقوف نباشد-اجلی بودن معرف-اثباتی بودن معرف-عدم تباین با یکدیگر

موارد رسم ناقص:تعریف بخاصه-تعریف بمثال-تعریف باشباه-تعریف بضد-مرکب خاص-تعریف به اقسام-تعریف ینفس

مغالطات تعریف:الف-کنه ووجه(اینست وجزاین نیست) ب-هستی بجای چیستی ج-دور د-این ازان پس این همان(خلط انگیزه وانگیخته)

تقسیم ومسایل ان

۱-قواعد تقسیم:تباین اقسام-دارای ملاک-دارای فایده-جامع ومانع

۲-شیوه تقسیم:عقلی(ثنائی)-تفصیلی

۳-انواع تقسیم: درعلوم نظری کلی بجزئی-درعلوم عملی کل به جزء

۴-اصطلاحات:تقسیم-مقسم-قسیم-قسم

بخش دوم :حجت یا استدلال

مبحث یکم:ازنظرشکلی(صورت قضیه)

کشف قضایای مجهول بوسیله قضایای معلوم را حجت نامند.بر دو گونه است مباشر وغیر مباشر

اول:مباشر-اگاه شدن از صحت وسقم یک قضیه توسط (یک) قضیه دیگر

اقسام استدلال مباشر:تقابل(تناقض-تضاد-تداخل-داخلتان تحت التضاد)-عکس(مستوی-نقیض)-نقض(موضوع-محمول-هردو)

۱-تناقض:اختلاف درکم وکیف دوقضیه .نتیجه صدق یکی کذب دیگریست وبالعکس

مثال:هر انسانی ناطق است متناقض با بعضی از انسانها ناطق نیستند

درتناقض هشت وحدت  شرط دان     وحدت موضوع ومحمول ومکان

وحدت شرط واضافه جزءوکل         قوه حمل وفعل دراخرزمان

2-تضاد:دوقضیه کلی که در کیف مختلفند.نتیجه صدق یکی کذب دیگریست وبالعکس

مثال:هر انسانی ناطق است متضاد باهیچ انسانی ناطق نیست

3-تداخل:دوقضیه متحد درکیف ومختلف درکم.نتیجه صدق یکی صدق دیگریست نه بالعکس

مثال: هر انسانی ناطق است .بعضی انسانها ناطقند(متداخل)

4-داخلتان تحت التضاد:دو قضیه مختلف درکیف ومتحد درجزئیت .نتیجه صدق یکی صدق دیگری نه بالعکس

مثال:برخی انسانها کاتب اند-برخی انسانها کاتب نیستند

5-عکس مستوی:دوقضیه متحد درکیف باجابجائی موضوع ومحمول.نتیجه صدق یکی صدق دیگری

مثال:هر انسانی ناطق است وبعضی ناطقها انسانند

6-عکس نقیض:دوقضیه متحد درکیف ومحمول باجابجائی نقیض موضوع  با نقیض محمول.نتیجه صدق هردو(قدما)

مثال:هر انسانی ناطق است وهر غیر ناطقی غیر انسان است

7-عکس نقیض:جابجائی نقیض محمول با موضوع واختلاف در کیف .نتیجه صدق هردو(متاخرین)

مثال:هر انسانی ناطق است وهیچ غیر ناطقی انسان نیست

8-نقض موضوع:نقیض موضوع واختلاف در کیف وکم.نتیجه صدق هردو

مثال:هر انسانی ناطق است برخی غیر انسانها ناطق نیستند

9-نقض محمول:نقیض محمول واختلاف در کیف واشتراک درکم نتیجه صدق هردو

مثال:هر انسانی ناطق است وهیچ  انسانی غیر ناطق نیست

10- نقض هردو:نقیض هردو واختلاف درکم واشتراک در کیف نتیجه صدق هردو

مثال:هرانسانی ناطق است برخی غیر انسانها غیر ناطقند

دوم:غیر مباشر-اگاه شدن ازصحت وسقم یک قضیه توسط دویاچندقضیه دیگر

اقسام استدلال غیرمباشر:

1-تمثیل-سیر افقی ذهن از یک امر جزئی بیک امر جزئی دیگر ازراه مشابهت اندو(قیاس بنفس)

2-استقراء-سیرصعودی ذهن ازچندامرجزئی  بسوی یک امرکلی(تام-ناقص)

3-قیاس-سیر نزولی ذهن از یک امر کلی بیک امرجزئی (قول مولف من قضایابحیث یلزم بذاته قول اخر) قیاس بردوگونه است  مرکب وبسیط

قیاس مرکب:1-مساوات-قیاسی که براساس قضیه مساوات که خارج از مقدمات است تشکیل میشود در این قیاس حدوسط نداردویک مقدمه خارج از مقدمتین وجود دارد.الف باب مساویست ب هم با ج مساویست پس الف با ج مساویست(ابن سینا)

2-برهان خلف- اثبات امری ازطریق اثبات خلاف نقیض ان مانند برهان وجودی سنت انسلم

قیاس بسیط-الف اقترانی(اشتمال واندراج)

1-حملی:هریک ازدوقضیه قیاس از4شکل محصورات تشکیل ودرنتیجه باضرب اندو16ضرب بوجود میاید با توجه بشروط کلی(موجبه بودن یکی ازدومقدمه-کلی بودن یکی ازدومقدمه-حدوسط درهردوازهرجهت یکی باشد)7مورد حذف وباتوجه به اشکال چهارگانه نتیجه تابع اخس مقدمتین است(جزئی وسالبه)

قانون استنتاج:پس ازتشخیص اینکه دومقدمه ازچه شکل برخوردارندواینکه حدوسط خللی نداردحدوسط راحذف اکبررابراصغرحمل میکنیم کم وکیف ان تابع اخس مقدمتین است یعنی اگریکی سلبی باشدحتما سالبه واگرجزئی باشدحتماجزئی است

اوسط اگرحمل یافت دربرصغری و باز     وضع بکبری گرفت شکل نخستین شمار

حمل بهردو دوم وضع بهردوسوم        رابع اشکال را عکس نخستین شمار

مغکب وخینکب زبعدش مغکیین         همچنین باشد میینکغ یاکه باشد خینکیین

شکل اول:(مغکب)موجبه بودن صغری وکلی بودن کبری4مورد صحیح انتاج میشود

دلیل:بدیهی الانتاج است وسایراشکال براساس شکل اول است

شکل دوم-خینکب :اختلاف کیف در مقدمتین وکلیت کبری(4جواب صحیح دارد) نتیجه درشکل دوم همیشه سالبه است

شکل سوم:(مغکیین)موجبه بودن صغری وکلیت یکی ازدومقدمتین 6جواب دارد نتیجه همیشه جزئی است

شکل چهارم: (میینکغ )موجبه بودن یکی ازدومقدمه وکلیت صغری 5شکل صحیح دارد یا(خینکیین)اختلاف درسلب وایجاب وکلیت یکی ازدومقدمتین که4شکل صحیح دارد.

شروط اختصاصی:نبودن سالبه جزئیه درمقدمتین-کلی بودن صغری درصورت موجبه بودن مقدمتین

2-شرطی:دراین مورد نیز مشابه اقترانی حملی است مثال:اگر خورشیدطلوع کند روز موجود میشود(صغری)    اگرروزموجودشود  فضاروشن میگردد(کبری)   پس اگر خورشید طلوع کند فضاروشن میگردد(نتیجه)

ویاترکیبی ازحملی وشرطی:اگرموجودی انسان باشد  حیوان است  علی انسان است  پس علی حیوان است.

ب:استثنائی :باقضایای شرطیه بوجود میایدودارای کلمه استثناء است که نتیجه یانقیض ان درمقدمات وجود دارد.

1-شرطیه متصله:دردوحالت منتج است(وضع  مقدم ورفع تالی)

اگرباران بیایدزمین خیس میشود   لیکن باران امد پس زمین خیس شد(وضع مقدم)

اگرباران بیاید زمین خیس میشود لیکن زمین خیس نبود پس باران نیامد(رفع تالی)

2-شرطیه منفصله: یک:حقیقیه:درهرچهار حالت منتج است(وضع ورفع تالی)(تناقض)

این عددزوج است یا فردلکن زوج است پس فرد نیست لکن فرد است پس زوج نیست لکن فرد نیست پس زوج است لکن زوج نیست پس فرد است

دو:مانعه الجمع:دوجامنتج است(درصورت وضع مقدم وتالی)(تضاد)

این شتر یازرداست یاابی لکن زرداست پس ابی نیست لکن ابی است پس زردنیست

سه-مانعه الخلو:دوجامنتج است(درصورت رفع مقدم وتالی)(تضایف)

مکافات عمل دردنیاست ویا اخرت لکن دراخرت نیست پس دردنیاست لکن دردنیا نیست پس دراخرت است.

مبحث دوم:مواد قضیه

قضایای مورد استفاده درقیاس 8گونه اند

1-یقینیات:قضایائی که انسان بان باور دارد که عبارتنداز

الف-بدیهیات یااولیات یاضروریات:قضایائی که خودبخودوبیواسطه قضایای دیگروشن میباشندوباتصور موضوع ومحمول عقل به صحت انها حکم میدهدمانند:جزءازکل کوچکتر است یاهرمعلولی علتی داردبااجتماع نقیضین مجال است یادور باطل است.(عقلی)

نکته:فرق بدیهیات باسایر اقسام اینست که اینها قابل اثبات نیستند وپایه علوم بشریست لکن بقیه بایستی اثبات شوند.

ب-محسوسات -قضایائی که ازراه حس برای ادمی حاصل میشودمانند:عسل شیرین است(حسی)

ج:مجربات-قضایائی که باتجارب دقیق ومکرر باثبات برسد مانند:اب در100درجه بجوش میاید.(عملی)

نکته:مجربات بااستقرا متفاوت است چه استقرا مفید ظن است وتجربه یقین اور زیرا در ان یک قیاس خفی وجود دارد(الاتفاقی لایکون دائمیاولااکثریا)

د:متواترات:قضایائی که بسبب شهادت وروایت افراد بسیارکه احتمال تبانی بین انها نرودایجاد یقین میکند مانند:زادگاه پیامبر مکه است ونیویورک پایتخت امریکاست(نقلی)

ه:فطریات-قضایائی که قیاس وحد وسط انهاهمراه خود انهاست(قضایا قیاساتها معها)مانند:عدد2زوج است(عقلی)

و:حدسیات-قضایائی که براساس حدس بذهن ادم میرسد(الهام)

2-مقبولات :قضایائی که ازبزرگان یاعلما یاانبیاویاضرب المثلها نقل میشودوموردقبول مردم است(نقلی)

3-مظنونات:قضایائی که باظن وگمان برای مردم حاصل میشود(باورغیر جازم)(ظنی)

4-وهمیات:قضایائی که براثرقوه واهمه انسان بوجود میایدمانند هرموجودی دیدنی است یا هر موجودی علتی دارد(وهمی)

5-مشبهات:قضایائی که شبه یقینی است یعنی شبیه بحق است مانند خداوند نور است(وهمی)

6-مسلمات:قضایائی که یکفرد یایک گروه بان معتقد وتسلیم اندمانند عیسی پسر خداست یا عیسی مصلوت شده است(نقل طرف)

7-مشهورات(زبانزد)قضایائی که یقینی نیست اماهمه مردم یاگروهی  انرا قبول دارند اولی مانند :عدل خوبست وظلم بد ودومی مانند:بطلان تسلسل نزد فیلسوفان(ظنی)

8-مخیلات:قضایائی که ساخته قوه خیال است کهگاه درسخن موزون ومقفی بیان میشودمانندتشبیهات واستعارات(خیالی)

کاربردهریک یاچندمورد ازمواردیادشده در قضایای استدلال پنج صناعت را ایجادمیکند

صناعات خمس

اول:برهان:قیاسی که از مواد یقینی تشکیل شود وبردوگونه است لمی وانی

برهان لمی(ازلمیت):از علت بمعلول پی بردن دراین برهان حدوسط علت ثبوت اکبر برای اصغراست مانندعلی ترسیده است هرکس بترسد رنگش زرد میشود علی رنگش زرد شده است

برهان انی(انیت) وان نیز بردوگونه است

1-ان دلیل:از معلول بعلت پی بردن است در این برهان حد وسط معلول ثبوت اکبر برای اصغر است مانند علی رنگش زرد شده است هرکس رنگش زرد شده باشدترسیده است علی ترسیده است

2-ان مطلق:ازاحد متلازمین ذهن به متلازم دیگر پی میبرد مانندحقیقت وجودیاواجب است یاممکن اگرواجب است فهوالمطلوب واگرممکن است محتاج بواجب است والامستلزم دور وتسلسل است که انهم محال است ابن برهان درتمام براهین فلسفی بکارمیرود

بحث:در برهان لمی هم به ثبوت خارجی محمول برای موضوع پی میبریم وهم به اثبات ذهنی ان

 دربرهان انی فقط درعالم ذهن به تصدیق واثبات ذهنی محمول برای موضوع پی میبریم

اینک بایدگفت درعالم خارج سیرپدیده هابصورت لمی است یعنی براساس قانون علیت اول علت موجوداست بعدمعلول ولی درعالم ذهن گستردگی بیشتری وجوددارد هم ذهن بصورت لمی وهم بصورت انی پی بحقایق میبرد.برهان لمی ارجح برانی استچه هرعلت معلولی داردولی هرمعلولی ممکن استچندین علت داشته باشد(علم بالعله یجب العلم بالمعلول لاباالعکس)

دربرهان لمی سیرذهن وخارج یکیست درحالیکه درانی اینطورنیست بوعلی معتقداستکه ازخدابخدارسیده است ولی علامه وملاصدرا معتقدند که وجوب وامکان ازلوازم وجودند وازلوازم پی بوجود برده است

مقام ثبوت(عالم خارج)    علت چیست-------مقام اثبات(عالم ذهن)    دلیل چیست

دوم:خطابه:قیاسی که برای اقناع مخاطب از قضایای مقبولات مشهورات ویا مظنونات دران بکار رود

سوم:جدل:قیاسی که ازمسلمات ومظنونات دریک گفتگو استفاده میشود تابرخصم غالب شویم

چهارم:شعر:سخنی که ماده ان ازمخیلات است

شعرمنطقی باشعرادبی متفاوت است  اولی حکیمانه ودومی شعر است

پنجم:سفسطه(مغالطه):قیاسی که مواد قضایای ان مشبهات ووهمیات وگاهی مظنونات برای تبکیت طرف تشکیل میشود

تبکیت یاکوبیدن سه گونه است برهانی-جدلی-مغالطه (ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم باللتی هی احسن)درمقابل جدل سیئ است که شعر ومغالطه میباشد(ومعلمناه الشعر وماینبغی له)

اهداف مغالطه:1-شناختن راههای خطای ذهن برای بدام نیافتادن

2-یادگرفتن فنون مغالطه برای به غلط انداختن طرف

3-برای دفاع ازاندیشه حق دربرابرمغالطات دیگران

روشهای کلی مغالطه:1-صوری(عدم رعایت قوانین منطق صوری)

2-زبانی-(اشتراک درلفظ-مجازات ایهام دوپهلو)

3-غیرزبانی(عدم رعایت وحدت حمل خلط انگیزه وانگیخته)

4-بیرونی(مسخره کردن-تاکیدهای بدون دلیل-برچسب زدن)

اقسام راههای مغالطه

1-استقراءناقص وتعمیم ناروا(همه مردم دزدند)2-تمثیل نابجا3-مصادره بمطلوب4-دور5-کنه ووجه(این است وجزاین نیست)6-استنتاج باطل ازحق(ان الحکم الا لله)-7-اوردن جملات دوپهلو8-علت شمردن امر مقدم9-تکذیب وتخطئه(انظرالی ماقال ولا تنظرالی من قال)10-شایعه11-تحریف کلام وسخن خصم12-مغالطات اماری13-اهمال درشرایط قیاس .    پایان

---------------------------------------------------------------------------------------------

زبان

زبان ابزار انتقال اطلاعات است وان بر دو گونه است گفتاری ونوشتاری که اولی را ملفوظ ودومی را مکتوب گویند کلیه مفاهیم از طریق کلمات ویا ترکیبی از کلمات همراه با نسبت صورت میپذیرد که بان جمله یا کلام گویند بنا بر این برای اشنائی با هر زبانی ابتدا با کلمه اشنا میشوند.

کلمه یا واژه :هر لفظی که دارای معنی باشد کلمه نامند وکلمه پایه هر زبانی است مانند روز یا یوم

اقسام کلمه:در زبان عربی کلمه بر سه قسم است اسم فعل حرف

اسم: نام هر چیزی را گویند بطوز  مشخص یا مبهم مانند  محمد یا او

 فعل: انجام کاری در زمانی توسط کسی یا شئی مانند میروم یا برو

حرف: هر کلمه ای که نه نام باشد ونه فعل مانند از یا اگر

در فارسی وزبانهای اروپائی کلمات هشت تا ده قسمند که در فارسی نام صفت ضمیر اعداد قید فعل اصوات حرف اضافه وحرف ربط ودر زبان انگلیسی وفرانسه حرف تعریف نیز افزوده شده است با کمی دقت خواهیم یافت که تمام این اقسام بهمان سه نوع بر میگردد اولاحرف ربط وحرف اضافه هردو حرفند ثانیا اصوا ت تماما معنای فعلی دارند پس فعلند ویا اینکه اسم فعلند حرف تعریف نیز در ترکیب صفت است پس در صفت  از ان بحث خواهد شد اما ضمیر همان نام است که مبهم است اعداد نیز از اسامی مبهمند وصفت که جایگزین اسم میشود وحالات انرا دارد انهم اسم است  وقید نیز حالت مصدر فعل است ولذا ان نیز اسم است بعبارت فلسفی هر چه در عالم وجود دارد نامی دارد وفعل وحرف وجود خارجی ندارند چرا که فعل دارای زمان وحرکت است ووجود خارجی ندارد.مو ضوع را بصورت دیگری میتوان بیان نمود ضمیر جانشین اسم وصفت وقید حالت انرا بیان میکند(درمورد قیدحالت مصدر فعل ) از طرف دیگر اصوات جانشین فعل  انددر نتیجه همه چیز باندو بر میگردد.

سا خت کلمه

هر زبانی معمولا از تعدادی واژه پایه تشکیل میشود مثلا کلمه اب یک واژه پایه است زیرا قابل تجزیه نیست ودر صورت تجزیه بحروف الفبا تبدیل میشود یا کلمه صبر در عربی ویا واژه day در انگلیسی این کلمات را جامد مینامنداما این کلمات محدودند وزبان نیاز به واژه های بسیاری دارد برای حصول این مقصود در زبان فارسی وزبانهای اروپائی ازپیشوند وپسوند استفاده میشود ودر زبان عربی که تنها زبان دارای قالب هست از قرار دادن ریشه یا پایه در قالب ها کلمه جدید ساخته میشود مثال اباد وابادان از اب و صابر وصبور از صبر وdailyو todayازday

1-پسوندها وپیشوندها: در زبان فارسی حدود 50پسوند وپیشوند وجود دارد که برای ساختن انواع کلمات  بکار میرود

اوندهای اسم ساز مانند خوبی از خوب(ی)-اوند های فعل ساز مانند جنگیدن از جنگ(یدن)- اوندهای صفت ساز مانندباهوش از هوش(با)- اوندهای قیدساز مانندصادقانه از صادق(انه)

2- درزبان عربی از اسم وفعل جامد از طریق صیغه هایا قالبها کلمات جدید ساخته شده که بانها مشتق میگویند مانندکریم از کرم(فعیل) واستخراج از خرج(استفعال)

درزبان عربی اسم یا ثلاثی است یا رباعی ویا خماسی وهریک نیز یا مجرد است یا مزید وفعل یاثلاثی است یا رباعی وهریک یامجرداست یامزید

اسم ثلاثی 10 وزن ورباعی 5وزن وخماسی4وزن دارد

فعل ثلاثی مجرد 6وزن وثلاثی مزید 13 وزن ورباعی مجردیک وزن ورباعی مزید3وزن دارد

برای نشان دادن صیغه ها از سه حرف فاء-عین- لام استفاده شده وبرای اوزان رباعی وخماسی ازافزودن یک لام ودولام استفاده میشود مانندنصر (فعل) زلزل(فعلل) سفرجل(فعللل)

 

برای اشنائی دقیقتر با اوندها وصیغ باید به کتب مربوط به هر زبان مراجعه کرد

اقسام اسم(عربی-فارسی)

۱-مفرد مثنی جمع(مفرد-جمع)۲-مذکر مونث حقیقی یامجازی۳-ذات معنی ۴-نکره معرفه(خاص وعام)

۵-جامد مشتق وموارد زیر مخصوص عربی ا ست

منسوب وغیر منسوب-مکبر ومصغر-ثلاثی ورباعی وخماسی-صحیح ومعتل -مقصور ممدود منقوص وصحیح الاخر-متصرف وغیر متصرف

اقسام فعل

۱-مفرد مثنی جمع(مفرد جمع)۲-مذکر مونث۳-لازم متعدی۴-تام ناقص۵-غا ئب مخاطب متکلم۶-ماضی مستقبل امر مضارع......۷-لازم متعدی(معلوم ومجهول)  موارد زیر خاص عربی است

صحیح ومعتل-ثلاثی ورباعی -جامد مشتق

اقسام حرف

در فارسی ربط -اضافه

درعربی :عامل(خاص اسم-خاص فعل) غیر عامل(خاص اسم-خاص فعل-مشترک)

ادوات پرسشی

دانش ادمی از سوال اغاز میشود بنا بر این در اولین درس هر زبانی باید با ادوات پرسشی اشنا شد ادات سوالی ده تاست

1-که یا کی =من=who سوال از علت فاعلی یا کیستی وشخصیت است که در پاسخ اسم خاص میاید(علت فاعلی وهویت)

2-چه یا چی =ما=what سوال ازچیستی وماهیت است که در پاسخ اسم عام میاید(کلی ماهوی)

3-چگونه یا چطور=کیف=howسوال از کیفیت ووضعیت است که در پاسخ صفت میاید(کیف محسوس ونفسانی)

4-کی  =متی=whenسوال از نسبت زمانی است که در پاسخ قیدزمان میاید(متی)

5-کجایاکو =این=whereسوال ازنسبت مکانی است وپاسخ قیدمکان است(این)

6-چرا =لم=whyسوال از علت است (قید علت)

7-چندیاچقدر=کم=how many-how much سوال از کمیت است وپاسخ عدداست(کم)

8-مال کی =لمن=whoseسوال ازتعلق مالکیست وپاسخ ان نام مالک است(له-اضافه)

9-کدام یا کدامین=ای=whichسوال ازانتخاب است وپاسخ ان یک نام است

۱۰-ایا؟=ا وهل سوال از انجام فعل یاعدم انست وپاسخ ان یک جمله است که میتوان بجای ان باختصار ازدوکلمه اری یا خیر استفاده نمود. ودرانگلیسی معادل ندارد وشکل جمله حالت سوالی دارد.

نکته۱:در فارسی با ترکیب واژه چه ویک کلمه دیگرمیتوان هر یک از ادات  سوالی  راساخت مانند چه کسی  یاچه چیزی یا برای چه ودر عربی با افزودن ذا ویا ما همان مفاهیم را درست کرد مانند ماذا – لماذا  من ذا ودر انگلیسی  بجای ترکیبhowبایک صفت میتوان ازwhatبا یک اسم استفاده نمود مثالwhat lengthبجایhow long

نکته2:ادات پرسشی بجز شماره 10 که حرف یااسم صوت است بقیه در ترکیب اسمند در 5مورد ضمیر ودر 4مورد قیدند.

 

 

 

 

/ 0 نظر / 28 بازدید